دنیای رنگی من

جستجو
♥Ŧเxє๔ թ๏รt♥
♥ ولکآم جآنآ ♥
○ به وبِ دنیای رنگی مَن خوش اومدی ○
• من ستایشم و توی این وِب خاطراتم رو ثَبت می کُنَم •
♦ نویسنده نمی پذیرم و نویسنده ی وِبی نمیشَم ♦
• بعضی پست ها رمز دارن و رمز به هرکسی داده نمیشه •
♣ در نظرسنجی وب شرکت کنین ♣
☻لطفا به این پست برین و فرم رو پر کنین تا بیشتر آشنا بشیم☻
○ آهنگ وب رو پِلی کن ○
• آهنگ وب : Fairytale از Alexander Rybak •
♠ اَخبارِ وب : قالب وب عوض شد ♠
♥دلم برات تنگ میشهـ مهتاب منـ♥
♥آرزو سعی کن زود زود سر بزنیـ♥
• بآی •

موضوعات: ثآبتـ× ،
برچسب ها: ثابت ، آشنایی ،
سه شنبه 15 خرداد 139712:00 ق.ظSITA- نظرات× ()
مطلب رمز دار : خاطرات من 4 :)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

شنبه 2 شهریور 139804:07 ب.ظSITA- نظرات ()
مطلب رمز دار : برای بارانا جان ♥
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

جمعه 1 شهریور 139803:42 ب.ظSITA- نظرات ()
همینطوری الکی :/
:) سلام
؟ قالب وب چطوره
*-*خودم که دوسش دارم
!فعلا این قالب  چند روز میمونه تا یکی خودم بسازم
فعلا

موضوعات: بیکاریـ× ، تابستونـ× ،
برچسب ها: حرفام ، تابستون ، بیکاری ،
پنجشنبه 31 مرداد 139805:39 ب.ظSITA- نظرات ()
اندر احوالات :)
هعی ...
خسته م ...
دلم واقعا برا مدرسه و درس تنگ شده :|
برا وقتایی که خودمونو جر میدادیم تا امتحانا رو کنسل کنیم :/
وقتایی که برا زنگ ورزش با خانم مردانی بحث میکردیم :|
دلم تنگ شده واسه امتحانای ریاضی خانم رحیم پور که باید اونقدر مفهومی میخوندیم که مغزمون error 404 بده T~T
امسال باید واقعاااااا خرخونی کنم T~T هم برا انتخاب رشته م که میرم تجربی و هم برا مدرسه نمونه دولتی دبیرستان که تازه بدتر از اون باید کتاب های هشتم رو هم بخونم -_-
عررررر اَی خیداااااا
کلی کتاب تست و کلاس های مختلف و قلمچی و ... :/
فکر کنم با این وضعیت ددی ورشکست شه :|
+ کیا مثل من میخوان آزمون بدن واسه مدارس نمونه دولتی و تیزهوشان ؟
+ کیا مثل من میخوان برن تجربی ؟
+ دلتون واسه مدارس تنگ نشده ؟

چهارشنبه 30 مرداد 139802:08 ب.ظSITA- نظرات ()
#پست_موقت
Related image

هی گایز !
خواهشا به ایشون رای بدین .
فینالیست عصر جدید : فاطمه عبادی
هم استانی هنرمندممممم *-*
اپلیکیشن روبیکا رو نصب کنین و بهش رای بدین
ممنون
:)

بعدا نوشت : مرسیییییییییی از همه ی کسایی که بهش رای دادین ^^ و همینطور کسایی که به محمد هم رای دادن *-*
خیلییییییی خوشحالم که محمد هم دوم شد *0000* ♥
تبریک به من
تبریک به توووو
تبریک به همــــــــــه

موضوعات: تابستونـ× ، عصر جدید× ،
برچسب ها: عصر جدید ، حرفام ، تابستون ،
سه شنبه 29 مرداد 139806:21 ب.ظSITA- نظرات ()
مطلب رمز دار : خاطرات من 3 :)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

سه شنبه 29 مرداد 139805:55 ب.ظSITA- نظرات ()
آیم کامینگ بک :/
هی گایز !
آیم کامینگ بک D:
خب خب اول بگم که توی این چند روز که نبودم کلی اتفاق افتاد !
و من نمیتونستم بیام نت کلا .
چرا ؟
چون که چ چسبیده به را :/
خب مامی چند روز از کامپیوتر محرومم کرد T_T
دلیل دیگه ای که نمیتونستم حتی با گوشی بیام این بود که نت نداشتم :/ و خب با گوشی خیلی سخته خدایی :/
بیخی برین ادامه که کلی حرف دارم :/

ادامه مطلب

دوشنبه 28 مرداد 139806:36 ب.ظSITA- نظرات ()
فرم آشنایی
سلام ^^
بنده تصمیم گرفتم که برای آشنایی بیشتر با شما این فرم رو در وب قرار بدم تا پرش کنین :)
حتما هم نباید دوستای صمیمیم باشن ! هرکسی که به وبم سر میزنه ! حتی اگه یه رهگذر باشه !
اگه کسی هم دوست داشت میتونه خصوصی بفرسته
" ممنون "

اسم اصلی : ستــایش
نام خانوادگی : غریبی
شهر : ایذه
تاریخ تولد : 1383/12/17
تعداد خواهر و برادر : یه خواهر ( نیایش ) میره هفتم ، دو تا داداش ( ابوالفضل و طاها ) ، ابوالفضل دوقلوی نیایش ، طاها 5 سالشه
قد و وزن : 152-43
مشخصات ظاهری : موی خرمایی تیره که به مشکی میزنه ، چشمای قهوه ای تیره که همه فکر میکنن مشکیه ، پوست گندمی ، ابروهای پرپشتتت سیااااه خفن :/ ، دماااغ و بیخیال :( ، لبای رو به بالا ( به قول دکتر ) و نسبتا کوچیک
شخصیت و ویژگی ها : بخشنده ام و کینه ای نیسم ، زود گریم میگیره ، سعی میکنم بیشتر منطقی باشم ولی احساساتی ام ، روشن فکر و مثبت اندیش ، مهربون ، عصبی ، پرخاشگر ، زود رنگ عوض میکنم ، به شدددددت هوای رفقامو دارم ، آزادی خواه و پرانرژی ، ذهن خلاقی دارم و قدرت تجسمم به شدددددت بالاست که بعضی وقتا کار دستم میده XD ، زبون دراز و بعضی وقتا جدی ، جلوی پسرا نمیدونم چرا ولی خجالتی میشم :/ و به همون اندازه هم زبون دراز و جدی ، اعتماد به نفسم متاسفانه کمه .
توانایی : نویسندگی ، تا چن سال پیش شعر هم می سرودم ، وب نویسی ، شنا ، گویندگیم خوبه ، دکلمه خوانی
راه ارتباطی غیر از وب : پینترست
روبیکا : sita_2005
ایمیل : seta3712@gmail.com

فعلا همینا ... اگه چیز دیگه ای به ذهنم رسید اضافه میکنم ^^
اگه مایل بودین خودم هم پر میکنم :)
بعدا نوشت : خودم هم پر کردم ^^

موضوعات: خیلی مهمـ× ، رفیقـ× ،
برچسب ها: حرفام ، رفیق ، دوستی ، مهم ، رفاقت ،
سه شنبه 8 مرداد 139806:04 ب.ظSITA- نظرات ()
اضافه ها رو خط خطی کن!
كاغذ و خودكارت رو بزار جلوت

آدمهای زندگیت رو یكی یكی بنویس

اضافه كاری داره...خط بزن

حسادت میكنه...خط بزن

خوبیهات به چشمش نمیاد...خط بزن

جنس مخالف رو ترجیح میده...خط بزن

هروقت تنها شد یادت میفته...خط بزن

پشت سرت حرف میزنه...خط بزن

مكث نكن،فقط خط بزن

از این نترس كه تنها بشی

تنهایی شرف داره به حضورِ این آدما تو زندگیت

شروع كن...

اضافی ها رو خط خطی كن...

#علی_قاضی_نظام

موضوعات: تکستـ× ،
برچسب ها: تکست ، مهم ، علی قاضی نظام ،
دوشنبه 7 مرداد 139809:28 ب.ظSITA- نظرات ()
ترمیم دندون هام
هی گایز !
امروز ساعت 6 عصر باید دندونپزشکی باشم برای ترمیم سطحی 3-4 تا از دندونام . تا حالا تجربه ی ترمیم نداشتم . دعا کنین هر بلایی قراره سرم بیاد درد نداشته باشه :|
*پیس پیس گویان خداحافظی میکند*

بعدا نوشت : بعد از یه ساعت نشستن در دندونپزشکی منشی گفت که دکتر نمیاد :| و نوبت زد برام پس فردا چهارشنبه !

دوشنبه 7 مرداد 139802:34 ب.ظSITA- نظرات ()
بی معرفت...!
الان دیدم آرزو وبشو بسته ...!
خیلی بی معرفتین ! خیلییییییی.
چطور دلتون میاد به همین راحتی برین ؟!
بعد هم بگین " من که میدونم برا هیچکی مهم نیس"
درحالی که مهمه! خیلی هم مهمه ...!
نمی فهممتون ! درکتون نمیکنم ! انقدر بی معرفت ؟ انقدر بی مرام ؟
معرفت اندازه عدس :|
برین گم شین همتون نامردا ...!
از خیلیاتون ناراحتم !
اول از همه از پناه !
بعد از آرزو !
بعد هم از مهزاد !
خدایی دلتون برا وب و دوستای نتیتون تنگ نمیشهـ؟
مگه جنس قلبتون چیه نامردا ؟ یعنی انقدر سنگدلین ؟
لعنت به من که زود به همه وابسته میشم و جدایی واسم سختهـ!
لعنت...!
+آرزو و پناه خیلی بی معرفتین

موضوعات: خاطرات سال 98× ، رفیقـ× ،
برچسب ها: دوستی ، رفیق ، تابستون ، حرفام ، خاطره ،
یکشنبه 6 مرداد 139805:51 ب.ظSITA- نظرات ()
اتفاقی وحشتناک در زبانکده + دندونپزشکی
سلام :)
چطورین ؟
من که عالیم !
امروز توی زبانکده یه اتفاق وحشتنـــــاک و البته بسی خنده دار افتاد D:
وقتی با زهرا رسیدیم زبانکده گفتیم بریم آب بخوریم . رفتیم کوله هامون رو گذاشتیم تو کلاس و رفتیم سمت آب سردکن . قبلش من به خانم مکی پور گفتم که چرا جلسه قبل نبودین و دلم براتون تنگ شد و اینا که اونم خیلی ساده جوابمو داد " آلبرده دروغگو "
من : نه بخدا خانم مکی پور راست میگم D: ♥
بعد هم رفتیم با زهرا آب بخوریم که یهو یه ملخ یا شاید هم سنجاقک :/ از ناکجا آباد پیداش میشه و زهرا هم هی میپره بالا پایین و موجود مزاحم میاد سمت من که من در حالی که بالا و پایین میپرم دستمو روی روشویی کنار دستم میزارم و یهو شپلــــق !
میبینم روشویی کلا کنده شده و افتاده زمین :/
زهرا هم که طبق عادت همیشگیش وقتی خراب کاری های بنده رو میبینه از خنده ریسه میره -_-
منم مات و مبهوت رو اینکه چطور شد که اینطور شد :/
خانم مکی پور و آقای رضوی تیچر گرام اومدن سمت ما و بعد آقای رضوی دست به کار شد تا گند کاری منو راست و ریست کنه . منو زهرا هم فلنگو بستیم D: رفتیم تو کلاس .
من یکم خجالت میکشیدم ! زهرا هم برا دوستم ساناز تعریف کرد و باهم به بخت بد من خندیدن :/
بعد از چند دقیقه آقای رضوی اومد و من خودمو پشت کوله پشتیم قایم کردم و آقای رضوی هم گفت که ما اینجا مهمونیم و بیشتر حواستونو جمع کنین . تقصیر شما هم نبود . روشویی سفت نشده بود هنوز و مشکل داره . اون روز هم پسرا روشویی تو حیاط رو شکوندن "
منم به زهرا اینا گفتم که " به من چه اصلا . به من نخندین . من چمیدونستم که اون انقدر شکننده و ضعیفه "
بعد از کلاس هم رفتیم آب بخوریم و من رفتم نشستم جفت خانم مکی پور و گفتم " خانم مکی پور بخدا من از عمد اونکارو نکردم . دست زدم بهش دیدم افتاد . "
با لبخند دلبرش گفت " چون دروغ گفتی دلت برام تنگ شد افتاد :/ به آقای رضوی هم گفتم تقصیر تو نبود ."
من : :) ♥
بعد هم رفتیم تو حیاط و با شاهکار پسرا روبه رو شدیم . روشویی بیرون کلــــا شکسته بود :|
بعد از کلی بگو بخند هم اومدیم خونه و راستی امروز امتحان پایان ترم هم داشتیم که بنده از 20 ، 20 گرفتم *__*


امروز 6 مرداد باید زنگ بزنم دندونپزشکی . ساعت 7 عصر . نمد چرا گفته بود زنگ بزنین :/ تازه گفته فردا هم بزنگم ساعت 6 عصر . خب خواهر من ، عزیزم قشنگ بگو شما فلان تاریخ و فلان ساعت نوبتتونه ! اههههه
خب فعلا بای :)

یکشنبه 6 مرداد 139804:58 ب.ظSITA- نظرات ()
روبینو
هی بچز D:
کسی اینجا روبیکا داره ؟ اگه کسی داره آدرس پیجش رو توی روبینو بده .
* به دلیل صادر نشدن اجازه از سوی مادر گرام در رابطه با نصب اینستاگرام ، وی به روبیکا پناه می برد*
آدرس پیج من توی روبینو : sita_2005@

موضوعات: بیکاریـ× ،
جمعه 4 مرداد 139806:11 ب.ظSITA- نظرات ()
مقایسه شدن
ما را از بچگى ترساندند
به ما اجازه ندادند خودمان را باور كنیم
تا چشم باز كردیم و
آمدیم خودى نشان دهیم،
مقایسه مان كردند...
ما دائماً روى ترازویى بودیم كه
كفه ى بچه هاى فامیل،همیشه سنگین تر بود!
نسلى بودیم كه منتظر میماندند زمین بخوریم
تا شیپور دست بگیرند و توى گوشمان بخوانند؛
"ما بهت گفته بودیم"
نسل ما،
از "مقایسه شدن" تنفر دارد!
" علی قاضی نظام "

موضوعات: تکستـ× ، خیلی مهمـ× ،
برچسب ها: تکست ، علی قاضی نظام ، شعر ، مهم ،
سه شنبه 1 مرداد 139808:05 ب.ظSITA- نظرات ()
آخرین مطالب
صفحات سایت