تبلیغات
× D♡ҠĤĪ ҠĤΛSΛ × - عررررر :\

عررررر :\

جمعه 30 آذر 1397♦ 02:18 ب.ظ♦ ☻SITA☻ ♦
خب سلام

خوبین ؟

خب توی این چندروز اتفاق وحشتناک ولی در عین حال باحال برای من افتاد

سه شنبه شب مامان و بابام رفتن بیرون چند تا چیز بخرن

منو اجیم و داداش هام خونه بودیم

اجی و داداش بزرگم ابوالفضل داشتن دعوا میکردن و منم داشتم علوم می خوندم

بعد دیگه اعصابم خورد شد چون اجیم نیایش خیلی شاخ بازی در میورد هی زر میزد

رفتم باهاش دعوا کردمو طبق عادت همیشگیم پای راستمو بردم بالا تا بزنمش که پامو گرفت و

من افتادم زمین و نمیدونم چیشد یهو که پای چپم درد گرفت و وقتی مامان و بابام اومدن قوزک

پام ورم کرده بود . تا فردا صبح صبر کردم و چهارشنبه هم مدرسه نرفتم . با بابام صبح زود

رفتیم بیمارستان و ازش عکس گرفتیم و به یه دکتر نشون دادیم و اونم گفت که یا ترک برداشته یا

شکسته و بعد دنیا روس سر من بدبخت خراب شد 

من گریه کردم و بعد بعداز ظهر رفتیم پیش یه دکتر متخصص ارتوپد . دکتر خوبی بود .

 بابام هم مجبور شد منو بغل کنه تا برسیم به اتاقش . واقعا حال داد .

 بعد دکتر گفت اگه میتونم رو پاهام وایسم و راه برم وگرنه باید گچ بگیرم .

 من سعیمو کردم و اروم چند تا قدم کوچولو بر میداشتن ولی واقعا درد داشتم .

 بابا و مامانم تعجب کردن .
 بابام گفت تو که میتونستی راه بری اونوقت من کمرم برید تا بغلت کردم .

 بعد با مامانم زدن زیر خنده خود دکتر هم خندید .

 بعد گفت که رباط هام اسیب دیدن و من هزاران بار خدارو شکر کردم که نشکست پام .

گفت باید پامو تا یه هفته یا ده روز آتل بگیرم .

 الان هم پام توی آتله و نیایش هم تموم کارهای خونه رو میکنه .

 دیگه مجبور نیستم ظرف های کثیف و زشت رو بشورم . مجبور نیستم اتاقمو مرتب کنم .

 مجبور نیستم سفره رو جمع کنم و ... . خیلی حال میده پات تو گچ یا آتل باشه .

 من تجربه کردن همه چیزو دوست دارم . دلم میخواد همه چیزو تجربه کنم .

از اینکه زندگیم یه رنگ باشه بدم میاد . تنوع رو دوس دارم .

خب فعلا بای

پ.ن : من کلا پوکر فیسم

   
نمایش نظرات 1 تا 30