تبلیغات
Yellow

#You

جمعه 22 شهریور 1398 | 01:29 ب.ظ

وقتی بعد از چند روز ندیدن ، یهو همو میبینیم و طُ زل میزنی به من و متعجب از حضور یهوییم ، و من خوشحال و هیجان زده از دیدن طُ ،
این یعنی عشق :)
وقتی از دور ی دل سیر همو نگاه میکنیم و وقتی نزدیک به همیم از خجالت سر هردومون پایین باشه و اون وسطاش طُ از اون خنده های دلبرت کنی و من سرخ شم از خجالت ،
این یعنی عشق :)

-واسه طُ میجنگم و این جنگیدن لذت بخش ترین جنگ دنیاست :)
#You





اضافه ها رو خط خطی کن!

دوشنبه 7 مرداد 1398 | 09:28 ب.ظ

كاغذ و خودكارت رو بزار جلوت

آدمهای زندگیت رو یكی یكی بنویس

اضافه كاری داره...خط بزن

حسادت میكنه...خط بزن

خوبیهات به چشمش نمیاد...خط بزن

جنس مخالف رو ترجیح میده...خط بزن

هروقت تنها شد یادت میفته...خط بزن

پشت سرت حرف میزنه...خط بزن

مكث نكن،فقط خط بزن

از این نترس كه تنها بشی

تنهایی شرف داره به حضورِ این آدما تو زندگیت

شروع كن...

اضافی ها رو خط خطی كن...

#علی_قاضی_نظام






مقایسه شدن

سه شنبه 1 مرداد 1398 | 08:05 ب.ظ

ما را از بچگى ترساندند
به ما اجازه ندادند خودمان را باور كنیم
تا چشم باز كردیم و
آمدیم خودى نشان دهیم،
مقایسه مان كردند...
ما دائماً روى ترازویى بودیم كه
كفه ى بچه هاى فامیل،همیشه سنگین تر بود!
نسلى بودیم كه منتظر میماندند زمین بخوریم
تا شیپور دست بگیرند و توى گوشمان بخوانند؛
"ما بهت گفته بودیم"
نسل ما،
از "مقایسه شدن" تنفر دارد!
" علی قاضی نظام "





دیوار ...!

پنجشنبه 6 تیر 1398 | 05:17 ب.ظ

1125x2436 Violet wall, bricks, pattern wallpaper

زین پس دیوارها
تکیه گاهم می شوند ،
وقتی که تکیه گاهم ،
دیوار شد ...!





خودت باش...!

یکشنبه 2 تیر 1398 | 07:08 ب.ظ

es muy tumblr

افراد زیادی هستند که آن ها را تحسین می کنم و برایشان احترام قائل هستم ، اما نیازی نمی بینم من هم مثل آنان باشم ، من از کسی که حالا هستم راضی ام !
"جیمز دارسی"






عشق

جمعه 31 خرداد 1398 | 05:48 ب.ظ

Drowning in thoughts Illustrations of 2015 of Kathrin Honesta, Kuala Lumpur artist, on Behance

هر جا که می روی عشق را پراکنده کن . اجازه نده هیچ کس بدون اینکه شادتر از قبل شود تو را ترک کند .
                                                         " مادر ترزا "





کنکور ...

جمعه 31 خرداد 1398 | 05:40 ب.ظ

Boldly and Bravely Staying the Path — LAURA HORN ART

ما شیرین ترین روزهای نوجوانیمان با کابوس کنکور هدر رفت و کسی به ما نگفت که تو دیگر 17 ساله نخواهی شد ! ما قربانی خواسته هایی شدیم که پدر و مادرمان به آن نرسیدند . هیچ کس نفهمید ما شب ها با رویای بوم نقاشی به خواب می رویم و کسی به ما نگفت موفقیت ، پزشکی و مهندسی و وکالت نیست !





با عشق زندگی کن!

پنجشنبه 30 خرداد 1398 | 12:23 ق.ظ

تصویر مرتبط

ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵ

ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ

ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ

ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﯿﻨﺪﯾﺶ

و ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﯾﺖ

ﺳﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﻫﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ

ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ

ﻫﺮﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ

ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﻫـﻤﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ

ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﯽ

ﺁﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ با ﻋﺸﻖ ﺯﻧﺪﮔﯽ كن






:-)

دوشنبه 9 اردیبهشت 1398 | 04:02 ق.ظ

زندگی نه زشته نه زیبا اما میتونیم زشت یا زیباش کنیم ❤️





تا چه زمان ؟!

پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 | 01:19 ب.ظ

تا چه زمان یارای آن را خواهیم داشت که این چنین خویش را از بند روزمرگی برهانیم و جانانه نفس تازه کنیم ؟! 
زندگی هنوز چند روز مرخصی برایمان اندوخته بود؟ 
و نیز چند تا دماغ سوخته ؟ 
چند تا دلخوشی کوچک ؟ 
کی همدیگر را از دست می دادیم و رشته ها چگونه می گسستند ؟ 
هنوز چند سال دیگر زمان داشتیم ، تا پیش از آنکه پیر شویم ؟! 





:-)

سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 | 10:50 ب.ظ

{ عکس بای خودم }

زندگی می کنم ... 
برای رویاهایی که منتظرند به دست من واقعی شوند ... 
من فرصتی برای بودن دارم،
پس تلاش می كنم به بهترین شكل از آن استفاده كنم.





من از تعجب شاخ در می آورم ...

سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 | 10:42 ب.ظ

{ عکس بای خودم ^^ }

من ازتعجب شاخ درمی‌آورم
وقتی می‌بینم که از ابر سیاه
باران سـفید می‌بارد
من ازتعجب شاخ درمی‌آورم
وقتی که می‌بینم کرم ابریشم برگ سبز توت را می‌خورد
ولی پیله‌اش سفید می‌شود
من ازتعجب شاخ درمی‌آورم
وقتی که می‌بینم گل سوسن بدون دخالت کسی
می‌شکفد
من ازتعجب شاخ درمی‌آورم
وقتی از هرکه می‌پرسـم می‌خندد
و می‌گوید این که طبیعی است.





من دلم می خواهد ...

دوشنبه 2 اردیبهشت 1398 | 07:26 ب.ظ

من همیشهـ دوستدار یک زندگیـ عجیب و پرحادثه بوده ام ، شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خواهد پیاده دور دنیا بگردم ! من دلم می خواهد توی خیابان ها مثل بچه ها برقصم ، بخندم ، فریاد بزنم! 
من دلم می خواهد کاری کنم که نقض کانون باشد ... 
شاید بگویی طبیعت متمایل به گناهی دارم ولی اینطور نیست ! من از اینکه کاری عجیب بکنم ، لذت می برم ...! 

از کتاب " اولین تپش های عاشقانهـ قلبم " 
اثر فروغ فرخزاد 





=)

شنبه 24 فروردین 1398 | 01:02 ب.ظ

آموخته ام… زندگی همیشه عالی و کامل نیست؛ اما همیشه همانی است که تو میسازی… پس آن رابه یادماندنی بساز، و هرگز اجازه نده کسی خوشبختی و آرامش تو را از تو بگیرد.





1 2 3