تبلیغات
Yellow

My friends

جمعه 22 شهریور 1398 | 01:55 ب.ظ

#setayesh_&_barana
#setayesh_&_mahtab
#setayesh_&_panah
#setayesh_&_sahar
#setayesh_&_hasti
#setayesh_&_mahana
#setayesh_&_arezoo
#setayesh_&_zahra
#setayesh_&_saba
#setayeah_&_melika
#setayesh_&_zhina
#setayesh_&_mehrnaz
#خواهران_ماندگار_در_نت
عاقا ناموصا این چه چالشی بود ؟ XD
عرررر
ولی باحال بود :/
آهااااای اونایی که اسمتونو ننوشتم ، العفو العفو العفو XD
ستی عاشق همتووونه ♥
+ اونایی که اسمتونو نوشتم بیکار نشینین شما هم باید ی پست مث این بزارین از دوستای نتیتون XD





فرم آشنایی

سه شنبه 8 مرداد 1398 | 06:04 ب.ظ

سلام ^^
بنده تصمیم گرفتم که برای آشنایی بیشتر با شما این فرم رو در وب قرار بدم تا پرش کنین :)
حتما هم نباید دوستای صمیمیم باشن ! هرکسی که به وبم سر میزنه ! حتی اگه یه رهگذر باشه !
اگه کسی هم دوست داشت میتونه خصوصی بفرسته
" ممنون "

اسم اصلی : ستــایش
نام خانوادگی : غریبی
شهر : ایذه
تاریخ تولد : 1383/12/17
تعداد خواهر و برادر : یه خواهر ( نیایش ) میره هفتم ، دو تا داداش ( ابوالفضل و طاها ) ، ابوالفضل دوقلوی نیایش ، طاها 5 سالشه
قد و وزن : 152-43
مشخصات ظاهری : موی خرمایی تیره که به مشکی میزنه ، چشمای قهوه ای تیره که همه فکر میکنن مشکیه ، پوست گندمی ، ابروهای پرپشتتت سیااااه خفن :/ ، دماااغ و بیخیال :( ، لبای رو به بالا ( به قول دکتر ) و نسبتا کوچیک
شخصیت و ویژگی ها : بخشنده ام و کینه ای نیسم ، زود گریم میگیره ، سعی میکنم بیشتر منطقی باشم ولی احساساتی ام ، روشن فکر و مثبت اندیش ، مهربون ، عصبی ، پرخاشگر ، زود رنگ عوض میکنم ، به شدددددت هوای رفقامو دارم ، آزادی خواه و پرانرژی ، ذهن خلاقی دارم و قدرت تجسمم به شدددددت بالاست که بعضی وقتا کار دستم میده XD ، زبون دراز و بعضی وقتا جدی ، جلوی پسرا نمیدونم چرا ولی خجالتی میشم :/ و به همون اندازه هم زبون دراز و جدی ، اعتماد به نفسم متاسفانه کمه .
توانایی : نویسندگی ، تا چن سال پیش شعر هم می سرودم ، وب نویسی ، شنا ، گویندگیم خوبه ، دکلمه خوانی
راه ارتباطی غیر از وب : پینترست
روبیکا : sita_2005
ایمیل : seta3712@gmail.com

فعلا همینا ... اگه چیز دیگه ای به ذهنم رسید اضافه میکنم ^^
اگه مایل بودین خودم هم پر میکنم :)
بعدا نوشت : خودم هم پر کردم ^^





اضافه ها رو خط خطی کن!

دوشنبه 7 مرداد 1398 | 09:28 ب.ظ

كاغذ و خودكارت رو بزار جلوت

آدمهای زندگیت رو یكی یكی بنویس

اضافه كاری داره...خط بزن

حسادت میكنه...خط بزن

خوبیهات به چشمش نمیاد...خط بزن

جنس مخالف رو ترجیح میده...خط بزن

هروقت تنها شد یادت میفته...خط بزن

پشت سرت حرف میزنه...خط بزن

مكث نكن،فقط خط بزن

از این نترس كه تنها بشی

تنهایی شرف داره به حضورِ این آدما تو زندگیت

شروع كن...

اضافی ها رو خط خطی كن...

#علی_قاضی_نظام






مقایسه شدن

سه شنبه 1 مرداد 1398 | 08:05 ب.ظ

ما را از بچگى ترساندند
به ما اجازه ندادند خودمان را باور كنیم
تا چشم باز كردیم و
آمدیم خودى نشان دهیم،
مقایسه مان كردند...
ما دائماً روى ترازویى بودیم كه
كفه ى بچه هاى فامیل،همیشه سنگین تر بود!
نسلى بودیم كه منتظر میماندند زمین بخوریم
تا شیپور دست بگیرند و توى گوشمان بخوانند؛
"ما بهت گفته بودیم"
نسل ما،
از "مقایسه شدن" تنفر دارد!
" علی قاضی نظام "





من ستایشم ...!

چهارشنبه 19 تیر 1398 | 05:20 ب.ظ


من ستایشم ... همون دخترِ بُلَند پَروازِ مَغرور !








قانون پارکینسون

یکشنبه 2 تیر 1398 | 07:47 ب.ظ

PERSONAL — CHRISTOPHER DELORENZO

چرا وقتی انجام پروژه ای را یک ساله تعریف می کنیم ، در یک سال انجام می شود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هفت ماه انجام می شود ؟
چرا وقتی برای انجام کاری یک ساعته ، سه ساعت وقت داریم انجام آن سه ساعت طول می کشد ؟
پاسخ همه این سوالات در " قانون پارکینسون " نهفته است .
بر اساس قانون پارکینسون :
وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر ، دخل بیشتر = خرج بیشتر

لذا به عنوان مدیر امور زندگی مان ، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم که مهم ترین تکنیک برای غلبه بر آن نیز گزاره ی زیر است :
" تعیین مهلت زمانی و ضرب الاجل معقول ، و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شده "

منبع : باشگاه پرواز ♥





خودت باش...!

یکشنبه 2 تیر 1398 | 07:08 ب.ظ

es muy tumblr

افراد زیادی هستند که آن ها را تحسین می کنم و برایشان احترام قائل هستم ، اما نیازی نمی بینم من هم مثل آنان باشم ، من از کسی که حالا هستم راضی ام !
"جیمز دارسی"






عشق

جمعه 31 خرداد 1398 | 05:48 ب.ظ

Drowning in thoughts Illustrations of 2015 of Kathrin Honesta, Kuala Lumpur artist, on Behance

هر جا که می روی عشق را پراکنده کن . اجازه نده هیچ کس بدون اینکه شادتر از قبل شود تو را ترک کند .
                                                         " مادر ترزا "





کنکور ...

جمعه 31 خرداد 1398 | 05:40 ب.ظ

Boldly and Bravely Staying the Path — LAURA HORN ART

ما شیرین ترین روزهای نوجوانیمان با کابوس کنکور هدر رفت و کسی به ما نگفت که تو دیگر 17 ساله نخواهی شد ! ما قربانی خواسته هایی شدیم که پدر و مادرمان به آن نرسیدند . هیچ کس نفهمید ما شب ها با رویای بوم نقاشی به خواب می رویم و کسی به ما نگفت موفقیت ، پزشکی و مهندسی و وکالت نیست !